تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
معروف شود.
پاسخ: اين شأن نزول به قدر كافى مشهور و معروف است و در بالا اشاره كرديم كه حداقل در سى كتاب از كتب تفسير و حديث آمده، وانگهى عجيب است: انتظار داشته باشيم يك حادثه شخصى، همانند يك حادثه عمومى مثل داستان «اصحاب الفيل» انعكاس يابد؛ چرا كه آن داستان جنبه همگانى داشت، سر تا سر «مكّه» را گرفته بود و يك لشكر بزرگ طى آن نابود گشت، ولى داستان «حارث بن نعمان» تنها مربوط به يك نفر است!
٦- از اين حديث استفاده مىشود: «حارث بن نعمان» مبانى اسلام را قبول داشت، چگونه ممكن است يك مسلمان در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله به چنين عذابى گرفتار شود؟
پاسخ: اين ايراد نيز ناشى از تعصب شديد است؛ زيرا احاديث فوق به خوبى نشان مىدهد: او نه تنها گفته پيامبر صلى الله عليه و آله را قبول نداشت، بلكه، به خداوند نيز معترض بود كه: چرا چنين دستورى را درباره على عليه السلام به پيامبرش داده است؟! و اين شديدترين مرتبه كفر و ارتداد محسوب مىشود.
٧- در كتابهاى معروفى مانند «استيعاب» كه در آنها نام «صحابه» آمده است، اسمى از «حارث بن نعمان» نمىبينيم.
پاسخ: آنچه در اين كتاب و مانند آن از نامهاى «صحابه» آمده، تنها مربوط به قسمتى از «صحابه» است، مثلًا در كتاب «اسد الغابة» كه از مهمترين كتبى است كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله را بر مىشمرد، تنها هفت هزار و پانصد و پنجاه و چهار نفر را برشمرده، در حالى كه مىدانيم: تنها در «حجة الوداع» صدهزار نفر يا بيشتر در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بودند، بنابراين شكى نيست كه بسيارى از «صحابه پيامبر» صلى الله عليه و آله نامشان در اين كتب نيامده است. «١»