تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥
از اين گذشته، آنچه در آيات فوق آمده، منحصر به «نماز شب» نيست؛ چرا كه نماز شب نيمى از شب، يا دو ثلث از شب و يا حتى يك ثلث از شب را اشغال نمىكند آنچه در آيه مطرح است قيام براى ترتيل قرآن است.
بنابراين در اوائل كار، اين حكم به صورت مستحب مؤكدى بوده، و بعد تخفيف داده شده است، و با توجه به اين كه در آغاز هر كار، مخصوصاً در اوائل يك انقلاب بزرگ، هميشه توان و نيروى بيشترى لازم است، جاى تعجب نيست كه يك چنين دستور فوق العاده به پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان داده شده باشد، كه قسمت زيادى از شب را بيدار بمانند، و به محتواى اين برنامه جديد و تعليمات انقلابى آن آشنا گردند، و علاوه بر آگاهى، خود را براى پياده كردن آن از نظر روحيه بسازند.
***
٢- معنى ترتيل
آنچه در آيات فوق روى آن تكيه شده، مسأله قرائت قرآن نيست، بلكه مسأله «ترتيل» است.
در تفسير «ترتيل» رواياتى از معصومين عليهم السلام نقل شده كه هر كدام به يكى از ابعاد وسيع آن اشاره مىكند.
در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: بَيِّنْهُ بَياناً وَ لا تَهُذُّهُ هَذَّا الشِّعْر، وَ لا تَنْثُرْهُ نَثْرَ الرَّمْلِ، وَ لكِنْ أَقْرِعْ بِهِ الْقُلُوبَ الْقاسِيَةَ، وَ لا يَكُونَنَّ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ السُّورَةِ:
«آن را به طور روشن بيان كن، نه مانند اشعار، سريع و پشت سر هم بخوان، و نه مانند دانههاى شن، آن را پراكنده ساز، لكن چنان بخوان كه دلهاى سنگين را با آن بكوبى و بيدار كنى، هرگز هدف شما اين نباشد كه حتماً به آخر سوره