تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
تفسير:
نخستين پيام نوح
گفتيم: اين سوره، بيانگر آن قسمت از حالات «نوح» عليه السلام است كه مربوط به مسأله دعوت او مىباشد، و نكات جالبى را در زمينه دعوت به سوى حق، مخصوصاً در برابر اقوام لجوج، به همه رهروان راه خدا مىآموزد.
نخست، از «بعثت» او شروع كرده، مىفرمايد: «ما نوح را به سوى قومش فرستاديم، و گفتيم: قوم خود را انذار كن، پيش از آن كه عذاب دردناك به سراغشان آيد» «إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ».
اين عذاب دردناك، ممكن است عذاب دنيا باشد، يا عذاب آخرت، و مناسبتر اين كه هر دو باشد، هر چند به قرينه آيات آخر سوره، بيشتر منظور عذاب دنيا است.
تكيه روى «انذار» (و بيم دادن) با اين كه پيامبران هم «بيم دهنده» بودند و هم «بشارت دهنده»، به خاطر آن است كه: انذار غالباً تأثير قوىتر دارد، همان گونه كه براى ضمانت اجرائى قوانين در تمام دنيا، روى انذار و مجازات تكيه مىشود.
***
نوح، اين پيامبر «اولو العزم» كه صاحب نخستين شريعت و آئين الهى بود و دعوت جهانى داشت، بعد از دريافت اين فرمان، به سراغ قومش آمد، گفت: «اى قوم! من براى شما بيم دهنده آشكارى هستم» «قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ».
***
«هدف اين است كه خداوند يگانه يكتا را پرستش كنيد و هر چه غير از او