تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠
لاتَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ: «درباره قرآن عجله مكن پيش از آن كه وحى آن تمام شود».
اين دو تفسير تفاوت زيادى با هم ندارند، و در مجموع به اين معنى باز مىگردد كه پيامبر صلى الله عليه و آله حتى در گرفتن وحى هم، نبايد عجله كند.
تفسير سومى كه طرفدار بسيار كمى دارد اين است كه: مخاطب اين آيات گنهكاران در قيامتند كه به آنها دستور داده مىشود، نامه اعمال خود را بخوانند و حسابگر خويش باشند، و به آنها گفته مىشود: در خواندن آن عجله نكنيد، طبيعى است آنها به هنگام خواندن نامه عمل خود، وقتى به «سيئات» مىرسند ناراحت مىشوند، و مىخواهند با عجله از آن بگذرند، اين دستور به آنها داده مىشود و آنها را از عجله باز مىدارد، و موظف مىشوند هنگامى كه فرشتگان الهى نامه اعمال آنها را مىخوانند آنها نيز از آنها پيروى كنند.
مطابق اين تفسير، اين آيات شكل جمله معترضه ندارد، و با آيات گذشته و آينده مربوط است، و همگى با هم پيوند دارد؛ چرا كه همه مربوط به احوال قيامت و معاد است، ولى طبق تفسير اول و دوم- همان گونه كه گفتيم- اين آيات جنبه معترضه دارد.
به هر حال تفسير سوم، مخصوصاً با توجه به ذكر نام قرآن در آيات بعد، بسيار بعيد به نظر مىرسد، و اصولًا لحن آيات، به خوبى نشان مىدهد كه مراد يكى از دو تفسير قبل است، و جمع ميان آن دو نيز مانعى ندارد، هر چند لحن آيات بعد، موافق تفسير اول يعنى تفسير مشهور است (دقت كنيد).
***
سپس مىافزايد: «بر ما است كه آن را جمع كنيم و بر تو بخوانيم» «إِنَّ عَلَيْنا