تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
اين به خاطر آن است كه: از سياق آيات بعد، مطلب روشن است، بنابراين، آيات فوق، چنين معنى مىدهد: «سوگند به روز قيامت، و نفس لوّامه كه همه شما در قيامت برانگيخته مىشويد و به سزاى اعمالتان مىرسيد». «١»
جالب اين كه: به روز قيامت، سوگند ياد شده كه قيامت و رستاخيزى هست، اين به خاطر آن است كه: مسأله رستاخيز آن چنان مسلّم شمرده شده كه حتى در برابر منكران مىتوان به آن سوگند ياد كرد.
***
در آيه بعد به عنوان يك استفهام انكارى، مىافزايد: «آيا انسان مىپندارد كه ما استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد»؟ «أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ».
***
«آرى، ما قادريم حتى انگشتان (خطوط سر انگشتان) او را دوباره به صورت اول موزون و مرتب كنيم» «بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ».
در روايتى آمده است: يكى از مشركان كه در همسايگى پيامبر صلى الله عليه و آله زندگى مىكرد، به نام «على بن ابى ربيعه» خدمت حضرت صلى الله عليه و آله آمد و از روز قيامت سؤال كرد كه: چگونه است؟ و كى خواهد بود؟ سپس افزود: اگر آن روز را من با چشم خودم. ببينم باز تصديق تو نمىكنم، و به تو ايمان نمىآورم! آيا ممكن است خداوند اين استخوانها را جمعآورى كند؟ اين باور كردنى نيست!
اينجا بود كه آيات فوق نازل شد و به او پاسخ گفت، و لذا پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره اين مرد لجوج معاند، مىفرمود: أَلَّلهُمَّ أكْفِنِى شَرَّ جارِى السُّوءِ: «خداوندا شرّ اين همسايه بد را از من دور كن». «٢»
نظير اين معنى در آيات ديگر قرآن نيز به چشم مىخورد، از جمله در آيه ٧٨