تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧
«شير» است، و بعضى آن را به معنى تيرانداز و يا صياد نيز تفسير كردهاند، ولى معنى اول در اينجا مناسبتر به نظر مىرسد.
معروف است: «گورخر» وحشت عجيبى از «شير» دارد، حتى موقعى كه صداى شير را مىشنود، چنان وحشتى بر او مستولى مىشود كه ديوانهوار به هر سو مىدود، مخصوصاً هنگامى كه شير به گروهى از آنها برسد چنان پراكنده مىشوند و به هر سو مىدوند كه هر بينندهاى را غرق تعجب مىكند، اصولًا اين حيوان به حكم وحشى بودن، از همه چيز وحشت دارد، چه رسد به دشمن خونخوارش، شير.
به هر حال، اين آيه تعبيرى است بسيار رسا و گويا از وحشت و فرار مشركان از آيات روحپرور قرآن، آنها را به گورخر تشبيه كرده كه هم فاقد عقل و شعور است، و هم به علت وحشى بودن گريزان از همه چيز، در حالى كه در برابر آنها چيزى جز تذكره (وسيله يادآورى و بيدارى و هوشيارى) قرار ندارد.
***
ولى با اين همه نادانى و بى خبرى آن چنان پر ادعا و متكبرند كه: «هر كدام از آنها انتظار دارد نامههاى جداگانهاى از سوى خداوند به او داده شود»! «بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً». «١»
اين شبيه چيزى است كه در آيه ٩٣ سوره «اسراء» آمده است: وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ: «اگر به آسمان نيز بروى ما به تو ايمان نمىآوريم مگر آن كه نامهاى (از سوى خدا) بر ما نازل كنى»!
و يا آيه ١٢٤ سوره «انعام» كه مىگويد: قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما