تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٦
از كار بيندازد.
٣- «نفس مطمئنه» يعنى روح تكامل يافتهاى كه به مرحله اطمينان رسيده، نفس سركش را رام كرده، و به مقام تقواى كامل و احساس مسئوليت رسيده كه ديگر به آسانى لغزش براى او امكان پذير نيست.
اين همان است كه در سوره «فجر» آيات ٢٧ و ٢٨ مىفرمايد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً:
«اى نفس مطمئنه!* به سوى پروردگارت باز گرد، در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو».
اين «نفس لوّامه» چنان كه گفتيم، رستاخيز كوچكى است در درون جان هر انسان كه بعد از انجام يك كار نيك، يا بد، بلا فاصله محكمه آن در درون جان تشكيل مىگردد و به حساب و كتاب او مىرسد.
لذا گاه، در برابر يك كار نيك و مهم چنان احساس آرامش درونى مىكند، و روح او لبريز از شادى و نشاط مىشود، كه لذت و شكوه و زيبائى آن با هيچ بيان و قلمى قابل توصيف نيست.
و به عكس، گاهى به دنبال يك خلاف و جنايت بزرگ، چنان گرفتار كابوس وحشتناك، و طوفانى از غم و اندوه مىگردد، و از درون مىسوزد، كه از زندگى به كلى سير مىشود، و حتى گاه، براى رهائى از چنگال اين ناراحتى خود را آگاهانه به مقامات قضائى معرفى و به چوبه دار تسليم مىكند.
اين دادگاه عجيب درونى، شباهت عجيبى به دادگاه رستاخيز دارد:
١- قاضى، شاهد و مجرى حكم در حقيقت در اينجا يكى است همانطور كه در قيامت چنين است: عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ: «خداوندا تو از اسرار پنهان و آشكار آگاهى و تو در ميان بندگانت قضاوت