تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠
نخست اين كه: منظور، مكانهائى است كه در آنجا براى خدا سجده مىشود كه مصداق اكمل آن، «مسجد الحرام»، و مصداق ديگرش ساير مساجد، و مصداق گستردهترش، تمام مكانهائى است كه انسان در آنجا نماز مىخواند، و براى خدا سجده مىكند، و به حكم حديث معروف پيغمبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: جُعِلَتْ لِيَ الأَرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً: «تمام روى زمين، سجدهگاه و وسيله طهور (تيمم كردن) براى من قرار داده شده» «١» همه جا را شامل مىشود.
يعنى پاسخى است به اعمال مشركان عرب و مانند آنها كه «خانه كعبه» را بتكده ساخته بودند، و به اعمال مسيحيان منحرف كه به سراغ «تثليث» رفته و در كليساهاى خود خدايان سهگانه را مىپرستيدند، قرآن مىگويد: تمام معابد، مخصوص خدا است و در اين معابد، جز براى خدا سجده نمىتوان كرد و پرستش غير او ممنوع است.
دوم اين كه: منظور از مساجد، اعضاى هفتگانه سجده است، اين اعضاء را تنها براى خدا بايد بر زمين گذاشت و براى غير او جايز نيست، چنان كه در حديث معروفى از امام نهم محمّد بن على الجواد عليه السلام نقل شده است كه:
«معتصم عباسى» در مجلسى كه فقهاى اهل سنت در آن جمع بودند، سؤال كرد:
دست دزد را از كدام قسمت بايد بريد؟
بعضى گفتند: از مچ، و به آيه تيمم استدلال كردند.
بعضى ديگر گفتند: از مرفق و به آيه وضو استدلال كردند، «معتصم» از آن حضرت عليه السلام در اين باره توضيح خواست، امام عليه السلام نخست از او خواست از سؤال خود صرف نظر كند، و چون اصرار كرد، فرمود: آنچه گفتند همه خطا است، تنها بايد چهار انگشت از مفصل انگشتان بريده شود، و كف دست و انگشت شست