تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
اين مطلب بر پيامبر گران آمد، خداوند آيات آغاز اين سوره و آيات فوق را (تا آيه ٢٥) نازل فرمود (و پيامبرش را دلدارى داد).
٢- بعضى نيز گفتهاند: هنگامى كه آيات سوره «الم سجده» (سوره غافر) نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام (به نماز) ايستاده بود و «وليد بن مغيره» نزديك حضرت بود و تلاوت او را مىشنيد، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه اين معنى شد، تلاوت اين آيات را تكرار كرد.
«وليد» به مجلس قومش- طائفه بنى مخزوم- آمده، گفت: به خدا سوگند هم اكنون از محمّد صلى الله عليه و آله كلامى شنيدم كه نه شبيه سخن انسانهاست، و نه سخن جنّ، وَ انَّ لَهُ لَحَلاوَةً وَ انَّ عَلَيْهِ لَطَلاوَةً وَ انَّ أَعْلاهُ لَمُثْمِرٌ، وَ انَّ أَسْفَلَهُ لَمُغْدِقٌ، وَ انَّهُ لَيَعْلُو وَ ما يُعْلى!:
«گفتار او شيرينى خاصى دارد، و زيبائى و طراوت مخصوصى، شاخههايش پرميوه، و ريشههايش قوى و نيرومند، سخنى است كه از هر سخن ديگر برتر مىرود و هيچ سخنى بر آن برترى نمىيابد»!.
اين را گفت و به منزلش بازگشت، قريش به يكديگر گفتند: به خدا سوگند او دلباخته آئين محمّد صلى الله عليه و آله شده، و از آئين ما بيرون رفته، و تمام قريش را منحرف خواهد كرد، زيرا به وليد «ريحانه قريش» (گل سرسبد قبيله قريش) مىگفتند.
«ابو جهل» گفت: من چاره اين كار را مىكنم، حركت كرده، آمد و با چهرهاى غمگين كنار «وليد» نشست.
«وليد» گفت: فرزند برادر چرا غمگينى؟!
گفت: قريش بر تو با اين سن و سال عيب مىنهند، و گمان مىكنند تو سخن محمّد را زينت بخشيدى.
او برخاست و همراه ابو جهل به مجلس قوم در آمد.