تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦
***
و در آخرين توصيف «ابرار» مىفرمايد: «آنها مىگويند: ما از پروردگارمان خائفيم از آن روز كه عبوس و شديد است» «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً».
اين سخن، ممكن است زبان حال «ابرار» باشد يا زبان قال آنها.
تعبير از روز قيامت به روز «عبوس» و «سخت» با اين كه عبوس از صفات انسان است و به كسى مىگويند كه قيافهاش را در هم كشيده، به خاطر تأكيد بر وضع وحشتناك آن روز است، يعنى آن قدر حوادث آن روز سخت و ناراحت كننده است كه نه تنها انسانها در آن روز عبوسند بلكه گوئى خود آن روز نيز عبوس است.
در اين كه «قَمْطَرِيْر» از چه مادهاى گرفته شده؟ در ميان مفسران و ارباب لغت گفتگو است، بعضى آن را از «قَمْطر» مىدانند، و بعضى آن را مشتق از ماده «قُطْر» (بر وزن مرغ) و ميم را زائده مىدانند.
ولى مشهور همان اول است كه به معنى شديد و عبوس است. «١»
در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه: اگر «ابرار» تنها براى ذات پاك خدا كار مىكنند، پس چرا مىگويند: ما از عذاب روز قيامت بيمناكيم؟ آيا انگيزه الهى، با انگيزه ترس از عذاب قيامت، سازگار است؟!
اما با توجه به يك نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود، و آن اين كه: آنها در هر حال به خاطر خدا گام بر مىدارند، اگر از عذاب قيامت مىترسند، به خاطر آن است كه عذاب الهى است، و اگر به نعمتهاى بهشت علاقه دارند چون اين نعمتها از ناحيه او است.