تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤
به تعبير روشنتر، انسانها رهروانى هستند كه از سر حدّ عدم حركت كرده و تا به اقليم وجود اين همه راه را آمدهاند، و در اين اقليم، نيز رو به سوى وجود مطلق و هستى بىپايان خداوند در حركتند، و هر گاه از مسير اصلى و صراط مستقيم منحرف نشوند اين حركت تكاملى تا ابد ادامه خواهد يافت و هر روز وارد مرحله تازهاى از قرب خدا مىشوند، اما اگر از مسير خود منحرف شوند، سقوط كرده و نابود خواهند شد.
***
سپس در ادامه همين سخن، مىافزايد: «در آن روز انسان را از تمام كارهائى كه «مقدم» داشته يا «مؤخر» نموده است آگاه مىسازند» «يُنَبَّؤُا الإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ».
در اين كه: منظور از اين دو تعبير، چيست؟ تفسيرهاى زيادى ذكر شده است:
نخست اين كه: منظور اعمالى است كه در حيات خود از پيش فرستاده، يا آثارى كه بعد از مرگ از او باقى مانده، اعم از سنت نيك و بد، كه در ميان مردم گذاشته و به آن عمل مىكنند، و حسنات و سيئاتش به او مىرسد، و يا كتاب و نوشتهها، و بناهاى خير و شر، و فرزندان صالح و ناصالح، كه آثارش به او مىرسد.
ديگر اين كه: منظور اولين اعمالى است كه به جا آورده، و آخرين اعمالى كه در عمرش انجام داده است، و به تعبير ديگر از تمام اعمالش با خبر مىشود.
سوم اين كه: اموالى را كه پيش از خود فرستاده، و اموالى را كه براى وارثان گذاشته است.