تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩
***
بعد از آن از پذيرائى كنندگان اين بزم پرسرور كه در جوار رحمت حق در بهشت برين برپا مىشود سخن به ميان آورده، مىگويد: «بر گرد آنها نوجوانان جاودانى مىگردند كه هر گاه آنها را ببينى گمان مىكنى مرواريدهاى پراكندهاند»! «وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً».
هم خودشان در بهشت، جاودانى هستند، هم طراوت، زيبائى و نشاط جوانى آنها جاودانى است، و هم پذيرائى كردن آنان؛ چرا كه تعبير «مُخَلَّدُون» از يكسو، و تعبير يَطُوفُ عَلَيْهِمْ: «بر آنها طواف مىكنند» از سوى ديگر بيانگر اين واقعيت است.
تعبير به لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً: «مرواريدهاى پراكنده» اشارهاى است به زيبائى، صفا، درخشندگى و جذابيت آنها، و هم حضورشان در همه جاى اين بزم الهى و روحانى.
***
و از آنجا كه نعمتهاى جهان ديگر به وصف نمىآيد، هر قدر هم الفاظ، گويا و رسا باشد، در آيه بعد به صورت سربسته مىافزايد: «و هنگامى كه آنجا را مىنگرى نعمتها و ملك عظيمى را مىبينى»! «وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً». «١»
براى «نعيم» و «ملك كبير» تفسيرهاى زيادى شده، از جمله در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: «معنى آيه اين است: ملكى است كه هرگز زائل