تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
نشان مىدهد: آنها طرحهاى شيطانى عظيم و گستردهاى براى گمراه ساختن مردم، و ممانعت از قبول دعوت نوح ريخته بودند، اما اين طرحها چه بوده است؟ درست مشخص نيست.
احتمال دارد: همان مسأله بت پرستى بوده باشد؛ زيرا طبق بعضى از روايات، بت پرستى قبل از نوح سابقه نداشت، بلكه قوم نوح آن را به وجود آوردند، و مسأله از اينجا سر چشمه گرفت كه در فاصله زمان آدم و نوح، مردان صالحى بودند كه مردم به آنها اظهار علاقه مىكردند، شيطان (و انسانهاى شيطان صفت) از علاقه مردم سوء استفاده نمود، و آنها را تشويق به ساختن مجسمه آن بزرگان و گرامى داشت آن مجسمهها كرد.
اما چيزى نگذشت كه نسلهاى بعد، رابطه تاريخى اين موضوع را فراموش كرده، تصور نمودند اين مجسمهها موجوداتى محترمند كه بايد مورد پرستش قرار گيرند، و به اين ترتيب، به پرستش بتها سرگرم شدند، و مستكبران ظالم با اغفال آنها از اين طريق، آنان را به بند كشيدند، و مكر بزرگ واقع شد.
***
آيه بعد، مىتواند گواه اين مطلب باشد؛ زيرا بعد از اشاره سر بسته به اين مكر بزرگ مىافزايد: «رؤساى آنها گفتند: دست از خدايان و بتهاى خود برنداريد» «وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ».
و هرگز دعوت نوح را به خداى يگانه نپذيريد، خدائى كه هرگز ديده نمىشود، و با دست قابل لمس نيست!.
مخصوصاً روى پنج بت تأكيد كردند، و گفتند: «بتهاى ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر را هرگز رها نكنيد، و دست از دامنشان نكشيد»! «وَ لا تَذَرُنَّ وَدّاً وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً».