تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد» «سَأَلَ سائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ».
اين تقاضا كننده، همان گونه كه در شأن نزول گفتيم، به هنگام منصوب شدن على عليه السلام به مقام خلافت و ولايت در «غدير خم» و پخش شدن اين خبر در شهرها بعضى بسيار خشمگين شدند، و خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده، گفت: «آيا اين از ناحيه تو است، يا از ناحيه خداوند»؟! و پيامبر صلى الله عليه و آله صريحاً فرمود: «از ناحيه خدا است».
او بيشتر ناراحت شد، و گفت: «خداوندا! اگر اين حق است و از ناحيه تو است، سنگى از آسمان بر ما فرود آور»! و در اين هنگام، سنگى فرود آمده، بر سر او خورد و او را كشت. «١»
در برابر اين تفسير، تفسير ديگرى است كه از اين كلىتر است! مطابق اين تفسير، منظور اين است: كسى از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد: «اين عذابى كه تو مىگوئى بر چه كسى واقع مىشود»؟ و آيه بعد جواب مىدهد: «براى كافرين خواهد بود».
و مطابق تفسير سومى، اين سؤال كننده پيامبر صلى الله عليه و آله است كه تقاضاى عذاب براى كفار كرد و نازل شد.
ولى، تفسير اول، علاوه بر اين كه با خودِ آيه سازگارتر است، دقيقاً منطبق بر روايات متعددى است كه در شأن نزول وارد شده.
***
آن گاه مىافزايد: «اين عذاب مخصوص كافران است و هيچ كس نمىتواند از آن جلوگيرى كند» «لِّلْكفِرِينَ لَيْس لَهُ دَافِعٌ». «٢»