تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩
شد» «إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ».
بعث و نشور، ثواب و عقاب، حساب و جزا، همه حق است، و ترديدى در آن نيست.
بعضى نيز آن را اشاره به تمام وعدههاى الهى مىدانند، اعم از وعدههائى كه به نيكان يا بدان در دنيا، يا در آخرت داده است، ولى آيات بعد نشان مىدهد منظور فقط وعده قيامت است. «١»
گرچه در اين آيه، استدلالى بر مسأله معاد نشده است و تنها به ادعا قناعت گرديده، ولى لطف مطلب اينجا است كه در قَسَمهاى پيشين مطالبى آمده كه خود از دلائل معاد است، از جمله زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله نزول بارانها كه خود نمونهاى از صحنه معاد است.
ديگر نزول تكاليف الهى بر پيامبران و ارسال رسل كه بدون وجود معاد نامفهوم است، خود نشان مىدهد كه وعده رستاخيز قطعى است.
نظير اين مطلب در آيه ٢٣ سوره «ذاريات» نيز آمده است كه خداوند مىفرمايد: فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِانَّهُ لَحَقٌّ: «سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه روزى شما حق است».
سوگند به «ربّ» كه اشاره به ربوبيت پروردگار و تدبير او در جهان آفرينش است، ايجاب مىكند كه بندگان را بىروزى نگذارد.
***
سپس به بيان نشانههاى اين روز موعود پرداخته، مىفرمايد: «اين روز موعود زمانى فرا مىرسد كه ستارهها از صفحه آسمان محو و تاريك گردند» «فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ».