تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٩
الْمُنْشَأُ الْمَرْعِيُّ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْحَامِ، وَ مُضَاعَفَاتِ الأَسْتَارِ، بُدِئْتَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ، وَ وُضِعْتَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ، إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ، وَ أَجَلٍ مَقْسُومٍ، تَمُورُ فِي بَطْنِ أُمِّكَ جَنِيناً، لا تُحِيرُ دُعاءً، وَ لا تَسْمَعُ نِدَاءً، ثُمَّ أُخْرِجْتَ مِنْ مَقَرِّكَ إِلَى دَارٍ لَمْ تَشْهَدْهَا، وَ لَمْ تَعْرِفْ سُبُلَ مَنَافِعِهَا، فَمَنْ هَداكَ لِاجْتِرارِ الْغِذَاءِ مِنْ ثَدْيِ أُمِّكَ، وَ عَرَّفَكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ مَوَاضِعَ طَلَبِكَ وَ إِرَادَتِكَ:؟!
«اى مخلوقى كه با اندام متناسب و در محيطى محفوظ آفريده شدهاى! در ظلمات رحم و پردههاى مضاعف، آفرينش تو از عصاره گل آغاز شده، و در قرارگاه محفوظى تا زمان معلوم، و سرآمد معينى قرار داده شدى.
آن روز كه جنين بودى و در رحم مادر حركت داشتى، نه قدرت پاسخگوئى در تو بود، و نه توانائى شنيدن صداى كسى.
سپس از اين قرارگاه به سرائى آمدى كه هرگز آن را مشاهده نكرده بودى، و راه منافع آن را نمىشناختى.
بگو: چه كسى در مكيدن شير از پستان مادرت تو را هدايت كرد؟ و چه كسى راههاى وصول به نيازهايت را به تو نشان داد»؟ «١»
***
در بخش ديگرى از اين آيات، به بيان قسمتى از آيات و نشانههاى آفاقى خداوند، نعمتها و مواهب او در جهان بزرگ مىپردازد كه هم دليل بر قدرت و رحمت واسعه او است، و هم دليلى بر امكان معاد، در حالى كه در آيات گذشته سخن از آيات انفسى و مواهب خداوند در آفرينش خود انسان بود.
مىفرمايد: «آيا ما زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم»؟! «أَ لَمْ نَجْعَلِ