تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥
مىشود و آن را مىپوشاند، به اين معانى تفسير شده است.
جمعى از مفسران، اين جمله را اشاره به خرافه ديگرى دانستهاند كه در عصر جاهليت وجود داشت، و آن اين كه: وقتى بعضى از قافلههاى عرب، شب هنگام به درهاى وارد مىشدند، مىگفتند: أَعُوذُ بِعَزِيْزِ هذَا الْوادِى مِنْ شَرِّ سُفَهاءِ قَوْمِهِ!: «به بزرگ و رئيس اين سرزمين از شرّ سفيهان قومش پناه مىبريم» و عقيده داشتند با گفتن اين سخن، بزرگ جنّيان آنها را از شرّ سفيهان جنّ حفظ مىكند!. «١»
و از آنجا كه خرافات، منشأ افزايش انحطاط فكرى و ترس و گمراهى مىگردد، در آخر آيه، جمله «فَزادُوهُمْ رَهَقاً» آمده است.
ضمناً، از اين آيه استفاده مىشود: طايفه جنّ نيز، مرد و زن دارند؛ زيرا در آن تعبير به «رِجالٌ مِنَ الْحِنِّ» شده است. «٢»
به هر حال، مفهوم آيه، مفهوم وسيعى است كه شامل هر گونه پناه بردن افرادى از انسانها به جنّ را شامل مىشود، و خرافه بالا يك مصداق از آن است، چه اين كه مىدانيم در ميان عرب كاهنان زيادى وجود داشتند، كه معتقد بودند به وسيله طايفه «جنّ» بسيارى از مشكلات را حل مىكنند، و از آينده خبر مىدهند.
***