تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مقارن بوده، مقدمه هدايت انسانها، و بر چيده شدن دستگاه كهانت و خرافات ديگرى مانند آن است، و اين چيزى جز اعلام پايان يك دوره تاريك، و آغاز دورانى نورانى نمىتواند باشد.
اما، از آنجا كه «جنّ» به مسأله استراق سمع دلبستگى خاصى داشت، هنوز نمىتوانست باور كند اين محروميت يك نوع خير و بركت است، و گرنه، روشن است كاهنان در عصر جاهليت، با اتكاء به همين مسأله استراق سمع، سهم بزرگى در گمراه ساختن مردم داشتند.
قابل توجه اين كه: آنها در اين جمله هدايت را به خدا نسبت مىدهند، ولى شرّ را به صورت فعل مجهول بدون نسبت به خدا ذكر مىكنند، اشاره به اين كه:
آنچه از سوى خدا مىرسد، خير و هدايت است، و شرّ و فساد از خود مردم و سوء استفاده آنها از نعمتهاى الهى و مواهب آفرينش ناشى مىشود.
گرچه مىبايست در مقابل «شرّ»، واژه «خير» ذكر شود، ولى از آنجا كه واژه «خير» در اينجا به معنى «هدايت» بوده، روى همين مصداق تكيه شده است.
***