تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠
سخنانم گوش فرا دادهاند، و گفتهاند: ما قرآن عجيبى شنيدهايم» «قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً». «١»
تعبير أُوحِىَ الَىَّ: «به من وحى شده» نشان مىدهد كه: پيامبر صلى الله عليه و آله در اين ماجرا شخصاً افراد جنّ را مشاهده نكرده، بلكه از طريق وحى به استماع آنها نسبت به قرآن مجيد آگاه شده است.
و در ضمن، اين آيه به خوبى نشان مىدهد: طايفه جنّ داراى عقل، شعور، فهم و درك، و تكليف و مسئوليت، و آشنائى به لغت، و توجه به فرق بين كلام اعجاز آميز دارند، همچنين خود را موظف به تبليغ حق مىدانند، و مخاطب خطابهاى قرآن نيز هستند.
اين، قسمتى از ويژگىهاى اين موجود زنده ناپيدا است كه تنها از اين آيه استفاده مىشود، آنها ويژگىهاى ديگرى نيز دارند كه به خواست خدا در پايان همين بحث، شرح خواهيم داد.
آنها حق داشتند كه قرآن را سخنى عجيب بشمرند؛ زيرا هم لحن و آهنگ آن عجيب است، هم نفوذ و جاذبهاش، هم محتوا و تأثيرش عجيب است، و هم آورنده آن كه درس نخوانده بود و از اميّين برخاست.
كلامى است در ظاهر و باطن عجيب و متفاوت با هر سخن ديگر، و به اين ترتيب آنها اعتراف به اعجاز قرآن نمودند.
***
آنها، به دنبال اين جمله، سخنان ديگرى به قوم خود گفتند كه قرآن در آيات بعد در دوازده جمله، آنها را بيان كرده كه هر كدام با «أَنَّ» شروع شده كه نشانه