تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٩
ظالم را به انسانى متعهد و متقى و متواضع و عدالت پيشه تبديل كند.
***
آن گاه بار ديگر تأكيد مىكند: «آن گونه كه آنها درباره قرآن مىانديشند، نيست» «كَلَّا».
«مسلماً قرآن تذكر و يادآورى است» «إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ».
***
«و هر كس بخواهد از آن پند مىگيرد» «فَمَنْ شاءَ ذَكَرَهُ».
قرآن هم راه را نشان داده، هم ديده بينا در اختيار گذارده، و هم نور آفتاب را، «تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش»!.
***
در عين حال، پند گرفتن از آن، جز به مشيت و توفيق الهى ممكن نيست «و آنها اندرز نمىگيرند جز اين كه خدا بخواهد» «وَ ما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ».
اين جمله داراى چند تفسير است: يكى همان كه در بالا گفتيم، يعنى انسان نمىتواند راه هدايت را بپويد، جز اين كه به ذيل عنايت پروردگار توسل جويد، و از او توفيق و امداد طلبد.
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشق بيچاره به جائى نرسد
و البته اين امداد الهى در زمينههاى مساعد نازل مىگردد.
ديگر اين كه: جمله «فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه» كه در آيه قبل آمده، ممكن است اين توهم را ايجاد كند كه همه چيز بسته به اراده خود انسان است، و اراده او از هر نظر استقلال دارد، اين آيه براى رفع اين اشتباه، مىگويد: انسان در عين مختار و آزاد بودن، وابسته به مشيت الهى است، مشيتى كه بر سراسر عالم هستى و جهان