تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١
الْقَمَرِ».
«كَلَّا» حرف ردع است، و معمولًا براى نفى سخنانى كه طرف قبلًا ذكر كرده مىباشد، و گاهى نيز براى نفى سخنان بعد است، و در اينجا به قرينه آيات گذشته پندار مشركان را كه منكر دوزخ و عذاب آن بودند، و عدد فرشتگان خازن جهنم را به باد سخريه مىگرفتند، نفى مىكند.
ذكر سوگند به «ماه» به خاطر آن است كه: يكى از آيات بزرگ الهى است، هم از نظر خلقت، هم گردش منظم، هم نور و زيبائى، و هم تغييرات تدريجى كه خود، تقويم زندهاى براى مشخص ساختن روزها است.
***
آن گاه مىافزايد: «و سوگند به شب، هنگامى كه پشت كند و دامن برچيند» «وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ».
***
«و قسم به صبح، هنگامى كه نقاب از چهره برگيرد» «وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ». «١»
در واقع اين سه سوگند، به يكديگر مربوط، و مكمل يكديگرند؛ زيرا مىدانيم: جلوهگرى ماه در شبها است، و نور ماه به هنگام روز، تحت الشعاع نور خورشيد است و مطلقاً جلوهاى ندارد.
شب نيز، گرچه آرامبخش است و خاموش، و هنگام راز و نياز عاشقان حق، اما اين شب تاريك، آن زمان جالب است كه پشت كند و رو به صبح روشنى پيش رود و آخر سحرگاه باشد، و طلوع صبح كه پايانگر شب تاريك است از همه زيباتر و دلانگيزتر است كه هر انسانى را به وجد و نشاط مىآورد و غرق در نور