تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
بعضى احتمال دادهاند: منظور از آن، بردگانى است كه اسير دست مالك خود مىباشند.
و بعضى آن را به زندانيان تفسير كردهاند، ولى تفسير اول از همه مناسبتر و مشهورتر است.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه: مطابق شأن نزول مرد اسير بر در خانه على عليه السلام به هنگام افطار آمد، مگر اسيران زندانى نبودند؟
اما با توجه به يك نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود كه: طبق نقل تواريخ در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مطلقاً زندانى وجود نداشت، حضرت صلى الله عليه و آله اسيران را تقسيم كرده، به دست مسلمانان سپرده، مىفرمود: مراقب آنها باشيد، و به آنها نيكى كنيد، و گاه كه توانائى بر تأمين غذاى آنها را نداشتند، از ديگر مسلمانان براى اطعام اسيران كمك مىگرفتند، و آنها را همراه خود و يا حتى بدون همراهى خود به سراغ ساير مسلمانان مىفرستادند، تا به آنها كمك كنند.
زيرا در آن موقع مسلمين سخت در مضيقه بودند.
البته بعداً كه حكومت اسلامى گسترش پيدا كرد، و تعداد اسيران بالا گرفت و حتى با گسترش دامنه حكومت، مجرمان زياد شدند، زندان به وجود آمد، و ارتزاق اسيران و مجرمان از طريق بيت المال صورت مىگرفت. «١»
به هر حال، از آيه فوق به خوبى استفاده مىشود: يكى از بهترين اعمال، اطعام محرومان و نيازمندان است، نه تنها نيازمندان مسلمان كه اسيران بلاد شرك، نيز تحت پوشش اين دستور اسلامى قرار گرفته، تا آنجا كه اطعام آنها يكى از كارهاى برجسته «ابرار» شمرده شده است.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: اسْتَوْصَوا بِالأَسْرى خَيْراً وَ كانَ