تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
آنها ممتاز است: يكى در آغاز تابستان، يعنى حداكثر اوج خورشيد در مدارِ شمالى، و يكى در آغاز زمستان، يعنى حداقلِ پائين آمدن خورشيد در مدارِ جنوبى است، (كه از يكى تعبير به «مدار رأس السرطان» و از ديگرى تعبير به «مدار رأس الجدى» مىكنند) و چون اين دو كاملًا مشخص است، روى آن مخصوصاً تكيه شده است.
علاوه بر اين، دو مشرق و دو مغرب ديگر كه آنها را مشرق و مغرب اعتدالى مىنامند (در اول بهار و اول پائيز، هنگامى كه شب و روز در تمام دنيا برابر است) نيز مشخص مىباشد كه بعضى «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ» را اشاره به آن گرفتهاند و آن نيز قابل توجه است.
اما آنجا كه به صورت «مفرد» ذكر شده، معنى جنس را دارد كه توجه تنها روى اصل مشرق و مغرب است، بىآن كه نظر به افراد داشته باشد، به اين ترتيب، تعبيرات مختلف بالا، هر يك نكتهاى دارد و انسان را متوجه تغييرات مختلف طلوع و غروب آفتاب و تغيير منظم مدارات شمس مىكند.
***