تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤
١ هَلْ أَتى عَلَى الإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ٢ إِنَّا خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً ٣ إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ٤ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَلاسِلْا وَ أَغْلالًا وَ سَعِيراً
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
١- آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟!
٢- ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم، و او را مىآزمائيم؛ (بدين جهت) او را شنوا و بينا قرار داديم.
٣- ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس.
٤- ما براى كافران، زنجيرها و غلها و شعلههاى سوزان آماده كردهايم!
تفسير:
از نطفه بىارزش انسان ساختيم
با اين كه بيشترين بحثهاى اين سوره پيرامون قيامت و نعمتهاى بهشتى است، ولى در آغاز آن، سخن از آفرينش انسان است؛ چرا كه توجه به اين آفرينش زمينهساز توجه به قيامت و رستاخيز است، همان گونه كه در تفسير