تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
ترتيب، جهنم جاى نمازگزاران واقعى، و زكات دهندگان، و تاركان باطل، و مؤمنان به قيامت نيست.
البته، نماز از آنجا كه عبادت خدا است، بدون ايمان به او ميسر نيست، بنابراين ذكر آن رمزى است براى ايمان و اعتقاد به خداوند، و تسليم در برابر فرمان او و مىتوان گفت:
اين امور چهارگانه از توحيد شروع مىشود و به معاد، پايان مىپذيرد، و ارتباط انسان را با «خالق»، «خلق» و «خويشتن» در بر مىگيرد.
معروف در ميان مفسران اين است كه: منظور از «يقين» در اينجا مرگ است؛ چرا كه يك امر يقينى براى مؤمن و كافر محسوب مىشود، و انسان در هر چيز شك كند، در مرگ نمىتواند شك كند، در آيه ٩٩ سوره «حجر» نيز مىخوانيم: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ: «خداى خود را عبادت كن تا يقين (و مرگ تو) فرا رسد».
ولى بعضى يقين را در اينجا به معنى آگاهى حاصل بعد از مرگ انسان نسبت به مسائل برزخ و قيامت تفسير كردهاند كه، با تفسير اول از جهتى هماهنگ است.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، به عاقبت شوم اين گروه اشاره كرده، مىگويد:
«لذا شفاعت هيچ يك از شفاعت كنندگان به حال آنها سودى ندارد» و بايد در عذاب الهى براى هميشه بمانند «فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ».
نه شفاعت انبيا و رسولان پروردگار و امامان، و نه شفاعت فرشتگان و صديقين و شهداء و صالحين؛ چرا كه شفاعت، نياز به وجود زمينه مساعد دارد، و اينها زمينهها را به كلى از ميان بردهاند، شفاعت همچون آب زلالى است كه بر پاى نهال ضعيفى ريخته مىشود، و بديهى است اگر نهال به كلى مرده باشد اين