تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
است»!. «١»
آرى، اگر اين آيه را از آيات قبل جدا كنيم جاى اين توهم وجود دارد ولى با توجه به اين كه در يك آيه بيان تأثير اختيار شده، و در يك آيه ديگر بيان تأثير مشيت پروردگار، به خوبى مسأله «الامر بين الامرين» تثبيت مىگردد.
عجيب است طرفداران تفويض به همان آيهاى مىچسبند كه سخن از اختيار مطلق مىگويد، و طرفداران جبر به آيهاى كه به تنهائى بوى جبر مىدهد، و هر كدام مىخواهند پيش داورىهاى خود را با آن توجيه كنند، در حالى كه فهم صحيح كلام الهى (و هر كلام ديگر) ايجاب مىكند: همه را در كنار هم بگذارند، و بدون تعصب و پيشداورى قبلى قضاوت كنند.
ذيل آيه كه مىفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً» نيز، ممكن است اشاره به همين معنى باشد؛ چرا كه علم و حكمت خدا ايجاب مىكند، بندگان را در پيمودن راه تكامل آزاد بگذارد، و گرنه تكامل اجبارى و تحميلى تكامل نيست.
به علاوه علم و حكمت او اجازه نمىدهد افرادى را مجبور به كار خير و افرادى را مجبور به كار شرّ كند، و بعد گروه اول را پاداش دهد، و گروه دوم را مجازات كند.
***
و سرانجام در آخرين آيه اين سوره، به سرنوشت نيكوكاران و بدكاران در يك جمله كوتاه و پرمعنى اشاره كرده، مىفرمايد: «خدا هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مىكند، و براى ظالمان عذاب دردناكى فراهم ساخته است» «يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً».
جالب اين كه در آغاز آيه مىگويد: «هر كس را بخواهد در رحمت خود