تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١
نظامات دنيا است.
***
و به دنبال آن اشارهاى به صحنه رستاخيز كرده مىافزايد: «و اين در هنگامى است كه براى پيامبران تعيين وقت مىشود كه به نوبت بيايند و شهادت خود را درباره امتها بدهند» «وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ». «١»
همان گونه كه در آيه ٦ سوره «اعراف» آمده است: فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ: «ما هم از كسانى كه رسولان به آنها مبعوث شدند سؤال مىكنيم، و هم از رسولان».
***
سپس مىافزايد: «براى چه روزى شهادت اين رسولان و گواهى آنها بر امتها به تأخير افتاده»؟! «لِايِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ». «٢»
***
«براى روز جدائى» «لِيَوْمِ الْفَصْلِ».
روز جدائى حق از باطل، جدائى صفوف مؤمنان از كافران، و نيكوكاران از بدكاران، و روز داورى مطلق حق درباره همگان.
اين سؤال و جواب براى بيان عظمت آن روز بزرگ است و چه تعبير پر معنى و گويائى از آن روز شده است «روز جدائىها»!