تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦
آيات قبل به آن اشاره شده بود، نخست به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «بگو من تنها پروردگارم را مىخوانم، فقط او را عبادت مىكنم، و هيچ كس را شريك او قرار نمىدهم» «قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً».
***
آن گاه دستور مىدهد: «بگو من مالك زيان و سودى براى شما نيستم و هدايت به دست ديگرى است» «قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَ لا رَشَداً».
***
و باز اضافه مىكند: «بگو اگر من نيز بر خلاف فرمان حق رفتار كنم، هيچ كس مرا در برابر او پناه نمىدهد، و ملجأ و پناهگاهى جز او نمىيابم» «قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً». «١»
به اين ترتيب، نه كسى مىتواند به من پناه دهد، و نه چيزى مىتواند پناهگاه واقع شود.
اين سخنان از يكسو، اعتراف به عبوديت كامل در پيشگاه خداوند است.
و از سوى ديگر، هر گونه «غلو» را در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله نفى مىكند.
و از سوى سوم، نشان مىدهد: نه تنها از بتها كارى ساخته نيست كه شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نيز با آن همه عظمت، ملجأ و پناه مستقلى در برابر عذاب خدا نمىتواند باشد.
و از سوى چهارم، به بهانهجوئىها و انتظارات بىموردى كه افراد لجوج در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند و از او تقاضاى كارهاى خدائى مىكردند پايان مىدهد، و ثابت مىكند توسل و شفاعت نيز به اذن خدا است.