تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩
ولى در قرآن مجيد، غالباً در مورد ورود در مطالب باطل و بىاساس استعمال مىشود.
«خوض در باطل» معنى وسيع و گستردهاى دارد كه هم شامل ورود در مجالس كسانى مىشود كه آيات خدا را به باد استهزا مىگيرند، تبليغات ضد اسلامى مىكنند، يا ترويج بدعت مىنمايند، و يا شوخىهاى ركيك دارند، يا گناهانى را كه انجام دادهاند به عنوان افتخار يا تلذذ نقل مىكنند، و همچنين شركت در مجالس غيبت، تهمت، لهو، لعب و مانند آنها، ولى در آيه مورد بحث بيشتر نظر بر مجالسى است كه براى تضعيف دين خدا و استهزاى مقدسات، و ترويج كفر و شرك و بىدينى تشكيل مىشود.
***
سپس مىافزايند: «و اين كه ما همواره روز جزا را انكار مىكرديم» «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ».
***
«تا زمانى كه مرگ ما فرا رسيد» «حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ».
روشن است انكار معاد و روز حساب و جزا، تمام ارزشهاى الهى و اخلاقى را متزلزل مىسازد، انسان را براى ارتكاب گناه تشجيع مىكند، و موانع را از اين راه بر مىدارد، مخصوصاً اگر اين مسأله به صورت يك امر مداوم تا پايان عمر در آيد.
به هر حال از اين آيات، به خوبى استفاده مىشود: اولًا كفار همان گونه كه مكلف به اصول دين هستند به فروع دين نيز مكلفند، و ثانياً نشان مىدهد: اين امور چهار گانه، يعنى «نماز»، «زكات»، «ترك مجالس اهل باطل» و «ايمان به قيامت» اهميت و نقش فوق العادهاى در هدايت و تربيت انسان دارد، و به اين