تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٢
نفرات و فزونى جمعيت خود را به رخ ديگران مىكشيدند، و در برابر انبياء به آن مىباليدند.
فرعون در تحقير هواداران موسى عليه السلام مىگفت: إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ: «اينها گروهى اندكند». «١»
و مشركان عرب مىگفتند: نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ: «ما اموال و فرزندان بيشترى داريم، و هرگز مجازات نخواهيم شد». «٢»
و گاه يك فرد بىايمان در مقابل يك فرد مؤمن، ثروت و نفراتش را به رخ او كشيده، مىگفت: أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً: «من ثروتى بيشتر از تو دارم و نفراتى نيرومندتر» «٣» ولى در مقابل، افراد مؤمن به پيروى انبياء و رهبران الهى هرگز روى فزونى جمعيت و نفرات تكيه نمىكردند، منطق آنها اين بود: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ: «چه بسيار گروه اندكى بر گروه بسيارى به فرمان خدا پيروز شدند». «٤»
امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: أَيُّهَا النَّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ: «اى مردم در طريق هدايت هرگز از كمى نفرات وحشت نكنيد». «٥»
تاريخ انبياء مخصوصاً تاريخ زندگى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز نشان مىدهد:
چگونه جمعيتهاى انبوه و بىايمان با داشتن همه گونه قدرت در برابر مؤمنان اندك ياران او گرفتار شكست و درماندگى شدند، در قرآن مجيد در داستان «بنى اسرائيل» و «فرعون» و «طالوت» و «جالوت»، و آيات مربوط به جنگ «بدر» و «احزاب» نيز اين معنى به خوبى منعكس شده است.
***