تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤
فِى الاسْلامِ: «در اسلام نه رهبانيت است و نه تبتل». «١»
اشاره به اين است كه ترك دنيا به آن معنى كه در ميان راهبان مسيحى معمول است، در اسلام وجود ندارد، آنها براى ترك دنيا هم ازدواج را ترك مىكنند، و هم هر گونه فعاليت اجتماعى را، اما يك مسلمان واقعى در عين اين كه در قلب اجتماع زندگى مىكند تمام توجهش به خدا است.
در بعضى از روايات، از ائمه معصومين عليهم السلام نقل شده كه «تَبَتَّلْ» به معنى بلند كردن دست در نماز است «٢» ولى روشن است اين در حقيقت بيان يكى از مظاهر اخلاص و انقطاع الى اللَّه مىباشد.
به هر حال آن ياد پروردگار و اين اخلاص، سرمايه عظيم مردان خدا در برنامه سنگين هدايت خلق است.
***
سپس به سومين دستور پرداخته مىافزايد: «همان پروردگار مشرق و مغرب كه معبودى جز او نيست، او را وكيل، حافظ و ياور خود انتخاب كن» «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا».
در اينجا بعد از مرحله «ذكر اللَّه» و «اخلاص» مرحله توكل و واگذارى همه كارها به خدا فرا مىرسد، خداوندى كه مشرق و مغرب عالم، يعنى مجموعه جهان هستى در زير سيطره حكومت و ربوبيت او قرار دارد، و تنها معبود شايسته پرستش او است، اين تعبير، در حقيقت به منزله دليلى است براى موضوع توكل