تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧
آيات مورد بحث، بالخصوص روى بعضى از افراد آنها كه مؤثرتر بودند انگشت گذارده، و با تعبيراتى گويا، رسا و كوبنده او را زير رگبار شديدترين انذارها مىگيرد.
نخست مىگويد: «مرا با كسى كه تنها آفريدم واگذار» «ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً».
اين آيه و آيات بعد، چنان كه در شأن نزول گفتيم در مورد «وليد بن مغيره مخزومى» از سران معروف قريش نازل شده است.
تعبير به «وَحِيْداً» (تنها) ممكن است توصيفى براى خالق باشد، و يا براى مخلوق، در صورت اول نيز دو احتمال وجود دارد: نخست اين كه مرا با او تنها بگذار كه خودم او را كيفر شديد دهم، يا اين كه: من تنها خودم او را آفريدم و اين همه نعمتها به او بخشيدم، اما او نمكنشناسى كرد.
و در صورت دوم نيز دو احتمال وجود دارد: ممكن است اشاره به اين باشد كه او در شكم مادر، و به هنگام تولد، تك و تنها بود، نه اموالى داشت و نه فرزندانى، و اينها را همه بعداً به او بخشيدم.
يا اشاره به اين كه او خودش را «وحيد» (شخص منحصر به فرد در ميان عرب) مىناميد، و مشهور است كه مىگفت: أَنَا الْوَحِيْدُ ابْنِ الْوَحِيْدِ، لَيْسَ لِى فِى الْعَرَبِ نَظِيْرٌ، وَ لا لِا بِى نَظِيْرٌ!:
«من منحصر به فرد و فرزند منحصر به فردم! در عرب نه نظيرى براى من وجود دارد و نه براى پدرم»! «١» اين مطلب به عنوان استهزا در آيه ذكر شده است.
ولى از ميان همه اين تفسيرهاى چهار گانه، تفسير اول از همه مناسبتر