تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨
مىگردد، شامل مىشود.
مسلّم است پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله حتى قبل از نبوت از اين امور، پرهيز و هجران داشت، و تاريخ زندگى او كه دوست و دشمن به آن معترفند نيز گواه بر اين معنى است، ولى در اينجا به عنوان يك اصل اساسى در مسير دعوت الى اللَّه، و نيز به عنوان يك الگو و اسوه براى همگان، روى آن تكيه شده است.
***
و در چهارمين دستور مىفرمايد: «منت مگذار و فزونى مطلب» «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ». «١»
در اين كه نهى از منت و فزونى طلبيدن در چه مواردى است باز در اينجا مفهوم آيه كلى و گسترده است، و هر گونه منت گذاردن بر خالق و خلق را شامل مىشود، نه بر پروردگارت منت بگذار كه براى او جهاد و تلاش مىكنى؛ چرا كه او بر تو منت گذارده كه اين مقام منيع را به تو ارزانى داشته است.
همچنين عبادت و اطاعت و اعمال صالحت را بسيار مشمر، بلكه هميشه خود را در سرحدّ «قصور» و «تقصير» بدان، و عبادت را يك نوع توفيق بزرگ الهى براى خودت بشمار.
به تعبير ديگر، نبايد قيام و انذار تو، و نشر توحيد و بيان عظمت پروردگار، و تطهير ثياب، و پرهيز از هر گونه گناه را مايه منت بر خداوند بشمرى، يا آنها را بزرگ بدانى، بلكه بايد اينها را هداياى گرانبهائى از سوى پروردگارت بدانى و به خاطر آن ممنون باشى، و آن چنان در عشق و محبت او غرق شوى كه اين كارهاى مهم را بسيار ناچيز حساب كنى.