تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣
كنند، (چنان كه در آيات قبل گذشت)، سپس همان گونه كه آيات مورد بحث مىگويد، آنها را به مطالعه نشانههاى خدا در عالم بزرگ آفرينش دعوت كرده و آنان را به سير آفاقى مىبرد. «١»
نخست، از آسمان شروع كرده، مىگويد: «آيا نمىدانيد چگونه خداوند هفت آسمان را يكى بالاى ديگرى آفريده است»؟! «أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً». «٢»
«طباق» مصدر باب «مفاعله» به معنى «مطابقه» است، گاه به معنى قرار گرفتن چيزى بالاى چيزى مىآيد، و گاه به معنى هماهنگى و مطابقت دو چيز با يكديگر است، و در اينجا هر دو معنى صدق مىكند.
مطابق معنى اول، آسمانهاى هفتگانه يكى بالاى ديگرى قرار دارد، و به طورى كه در تفسير آسمانهاى هفتگانه در گذشته گفتهايم، يك تفسير قابل توجه اين است كه: تمام آنچه را ما با چشم مسلّح و غير مسلّح از ستارگان ثوابت و سيّار مىبينيم، همه جزء آسمان اول است، و شش عالم ديگر، يكى ما فوق ديگرى بعد از آن قرار دارد كه از دسترس علم و دانش انسان امروز بيرون است، و ممكن است در آينده اين شايستگى را پيدا كند كه آن عوالم، عجيب و گسترده را يكى بعد از ديگرى كشف كند. «٣»
و بنابر احتمال دوم، قرآن به هماهنگى و مطابقت آسمانهاى هفتگانه در