تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣
گوش گذاشته، لباسها را به خود پيچيدند، و در كفر اصرار ورزيدند، و استكبار نمودند) و گاه، تنها دعوت علنى و آشكار داشت، و گاه نيز، از روش آميختن دعوت آشكار و نهان استفاده مىكرد، ولى هيچ يك از اينها مؤثر نيفتاد. «١»
اصولًا، ساختمان انسان چنين است كه اگر در مسير باطل آن قدر پيش برود كه ريشههاى فساد در وجود او مستحكم گردد، و در اعماق وجودش نفوذ كرده به صورت طبيعت ثانوى در آيد، نه دعوت مردان خدا در او اثر مىبخشد، و نه پيامهاى رساى الهى فايدهاى مىدهد.
***
نكتهها:
١- راه و رسم تبليغ
آنچه در آيات فوق درباره دعوت نوح آمده، در عين اين كه وسيلهاى براى تسلّى خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان اندكى كه در «مكّه» به او پيوستند بود، يك برنامه عمومى و همگانى را براى همه مبلغان راه خدا ارائه مىدهد.
او، هرگز انتظار نداشت مردم دعوتش را اجابت كرده، در مركز عمومى شهر جمع شوند، سپس با آرامش خاطر در حالى كه همگان چشم به دهان او دوخته و گوش به سخنانش دارند، پيام الهى را به آنان برساند، بلكه از لحن آيات استفاده مىشود (و در بعضى از روايات نيز آمده:) او گاه به سراغ مردم در خانههايشان مىرفت، يا در كوچه و بازار آنها را به طور خصوصى صدا مىزد، و با حوصله و لحن محبت آميزى تبليغ مىكرد، و گاه در مجالس عمومى كه به منظورهاى ديگرى از قبيل جشن و عزا تشكيل شده بود مىرفت، و با صداى بلند و آشكار فرمان خدا را بر آنها مىخواند، اما هميشه با عكسالعملهاى نامطلوب و توهين و استهزاء، و گاه ضرب و جرح روبرو مىشد، ولى با اين حال، هرگز دست از كار خود برنداشت.