تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
باشم). «١»
اين آيه، نشان مىدهد: نوح با عمر طولانى خود در طى چند نسل، همچنان به دعوت الهى خويش ادامه مىداد و هرگز خسته نمىشد.
ضمناً، نشان مىدهد: يكى از عوامل مهم بدبختى آنها استكبار و غرور بود؛ زيرا خود را بالاتر از اين مىديدند كه در برابر انسانى مانند خود هر چند نماينده خدا باشد، و قلبش كانون علم و دانش و تقوا سر تسليم فرود آورند، اين كبر و غرور هميشه يكى از موانع مهم راه حق بوده و ثمره شومِ آن را در تمام طول تاريخ بشر در زندگى افراد بىايمان مشاهده مىكنيم.
***
نوح، همچنان به سخنان خود، در پيشگاه پروردگار ادامه داده، مىگويد:
خداوندا! «سپس آنها را آشكارا به توحيد و عبادت تو دعوت كردم» «ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً».
در جلسات عمومى و با صداى بلند آنها را به سوى ايمان فرا خواندم.
***
به اين، نيز قناعت نكردم «آشكارا و نهان، حقيقت توحيد و ايمان را براى آنها بيان داشتم» «ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً».
به گفته بعضى از مفسران، نوح براى نفوذ در اين جمعيت لجوج و خودخواه، دعوت خود را از سه طريق مختلف دنبال كرد: گاه، تنها دعوت مخفيانه مىنمود كه مواجه با عكسالعملهاى چهارگانه شد (انگشتها را در