تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
٥ قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً ٦ فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً ٧ وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً ٨ ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ٩ ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً
ترجمه:
٥- (نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوى تو) دعوت كردم.
٦- اما دعوت من چيزى جز فرار از حق بر آنان نيفزود.
٧- و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را بر خود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدت استكبار كردند.
٨- سپس من آنها را با صداى بلند (به اطاعت و فرمان تو) دعوت كردم.
٩- سپس آشكارا و نهان (حقيقت توحيد و ايمان را) براى آنان بيان داشتم.
تفسير:
از هر فرصتى براى هدايت آنها استفاده كردم، اما ...
در اين آيات، در ادامه رسالت و مأموريت نوح براى دعوت قومش، سخنانى از زبان خود او، هنگامى كه به پيشگاه پروردگار شكايت مىبرد، نقل