تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
«نُصُب» قطعه سنگهاى بىشكلى بود كه آنها را به علتى پرستش مىكردند، همان گونه كه در آيه ٣ سوره «مائده» مىخوانيم: از جمله گوشتهاى حرام، گوشت حيوانى را مىشمرد كه روى اين بتها ذبح مىشد (وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ).
«يُوفِضُون» از ماده «افاضه» به معنى حركت سريع است، شبيه حركت سريع آب از سر چشمه.
بعضى نيز گفتهاند: منظور از «نُصُب» در آيه مورد بحث، پرچمها است كه در ميان لشكرها يا كاروانها در يك نقطه بر پا مىكنند، و هر كس با سرعت خود را به آن مىرساند، ولى تفسير اول مناسبتر است.
***
سپس، به نشانههاى ديگرى پرداخته مىافزايد: «اين در حالى است كه چشمهاى آنها از شدت هول و وحشت، به زير افتاده و خاضعانه نگاه مىكنند» «خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ».
«و پردهاى از ذلت و خوارى تمام وجود آنها را در بر گرفته» «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ». «١»
و در پايان آيه مىفرمايد: «اين همان روزى است كه به آنها وعده داده مىشد» «ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ».
آرى، اين همان روز موعود است كه آن را به باد مسخره مىگرفتند، و گاه مىگفتند: به فرض كه چنين روزى در كار باشد، وضع ما در آن روز از مؤمنان هم بهتر است، ولى آن روز، از شدت ترس، وحشت و شرمسارى جرأت ندارند سر بر آورند، گرد و غبار مذلت بر سر و روى آنها نشسته، و در هالهاى از غم و اندوه فرو رفتهاند، مسلماً آن روز نادم و پشيمان مىشوند، اما چه سود؟!
***