تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
پيامبر ما باشند، و چيزى مانع ما از اين كار نخواهد بود.
بنابراين، اگر به شما اصرار مىكنيم ايمان بياوريد، نه از روىِ نياز و عجز است، بلكه مصلحتِ كلى تربيت و هدايت بشر ايجاب مىكند.
تعبير به رَبُّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِب: «پروردگار مشرقها و مغربها» ممكن است اشاره به اين باشد: همان خداوندى كه قادر است: خورشيدِ با عظمت را هر روزى در مشرق و مغرب جديدى قرار دهد، و آن چنان اين حساب دقيق باشد كه ميليونها سال، دوره سالانه خود را بىكم و كاست طى كند، قادر است: بار ديگر انسان را به زندگى باز گرداند و حيات نوينى بخشد و يا گروهى را ببرد و گروهى شايستهتر را جانشين آنها كند.
***
نكته:
خداوندِ «مشارق» و «مغارب»
در آيات قرآن مجيد، گاهى «مشرق» و «مغرب»، به صورت «مفرد» آمده، مانند آيه ١١٥ «بقره»: وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ: «مشرق و مغرب از آن خدا است» و گاه، به صورت «تثنيه»، مانند آيه ١٧ سوره «رحمن»: رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ: «پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب» و گاه، به صورت «جمع»: «المشارق و المغارب» مانند آيه مورد بحث.
بعضى كوتهنظران، اين تعبيرات را متضاد پنداشتهاند، در حالى كه همگى هماهنگ، و هر يك اشاره به نكتهاى است.
توضيح اين كه: خورشيد هر روز از نقطه تازهاى طلوع، و در نقطه تازهاى غروب مىكند، بنابراين، به تعداد روزهاى سال مشرق و مغرب داريم، و از سوى ديگر، در ميان اين همه مشرق و مغرب، دو مشرق و دو مغرب در ميان