تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧
لذا، قرآن در آيات متعددى، مسلمانان را به اداى شهادت حق دعوت كرده، و كتمان آن را گناه شمرده است. «١»
در فقه اسلامى نيز شهادت، اهميت خاصى دارد، پايه اثبات بسيارى از حقوق فردى و اجتماعى شمرده شده و احكام ويژهاى دارد.
***
در آخرين وصف كه در واقع نهمين توصيف از اين مجموعه است، بار ديگر به مسأله نماز باز مىگردد، همان گونه كه آغاز آن نيز از نماز بود، مىفرمايد:
«كسانى كه نماز خود را محافظت مىكنند» «وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ».
همانگونه كه قبلًا اشاره كرديم، با توجه به بعضى از قرائن به نظر مىرسد:
«نماز» در اينجا اشاره به «نماز واجب» و در آيه گذشته اشاره به «نماز نافله» است.
البته، در نخستين وصف اشاره به «تداوم» نماز بود، اما در اينجا سخن از حفظ آداب، شرائط، اركان و خصوصيات آن است، آدابى كه هم ظاهر نماز را از آنچه مايه فساد است حفظ مىكند، هم روح نماز را كه حضور قلب است، تقويت مىنمايد، و هم موانعِ اخلاقى را كه سدّ راه قبول آن است از بين مىبرد، بنابراين، هرگز تكرار محسوب نمىشود.
اين آغاز و پايان، نشان مىدهد: در ميان تمام اين اوصاف، توجه به نماز برترين و مهمترين آنها است، چرا چنين نباشد؟ در حالى كه نماز، «مكتب عالى تربيت» و «مهمترين وسيله تهذيب نفوس و پاكسازى جامعه» است.
***