تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
و به هر حال، نشان مىدهد: سرچشمه عذاب الهى جرم و گناه انسان است كه از بىايمانى يا اسارت در چنگال شهوات ناشى مىشود.
***
سپس اين تهديد را بار ديگر با جمله: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» تكميل مىكند «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».
همانها كه به زرق و برق دنيا و لذات و شهوات آن مغرور و فريفته شدند، و عذاب الهى را براى خود خريدند.
***
در آيه بعد، به يكى ديگر از عوامل انحراف، بدبختى و آلودگى آنها اشاره كرده، مىافزايد: «چنان از باده غرور سرمستند كه وقتى به آنان گفته شود در برابر پروردگار ركوع كنيد، ركوع نمىكنند» «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لا يَرْكَعُونَ».
بسيارى از مفسران گفتهاند: اين آيه درباره قبيله «ثقيف» نازل شد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها فرمود: «نماز بخوانيد» آنها گفتند: ما هرگز در برابر كسى خم نمىشويم، و اين براى ما عيب است! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: لا خَيْرَ فِى دِيْنٍ لَيْسَ فِيْهِ رُكُوعٌ وَ لْا سُجُودٌ: «دينى كه در آن ركوع و سجود نباشد ارزشى ندارد»!. «١»
آنها نه فقط از ركوع و سجود ابا داشتند، كه اين روح غرور و نخوت در تمامى افكار و زندگيشان منعكس بود، نه در برابر خدا تسليم بودند، و نه در برابر دستورات پيامبر صلى الله عليه و آله، نه حقوق مردم را به رسميت مىشناختند و نه تواضعى در برابر خالق و فروتنى در برابر خلق داشتند، در حقيقت اين دو عامل (غرور و شهوت پرستى) از مهمترين عوامل جرم، گناه، كفر، ظلم و طغيان است.