تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
و غذاى دنيا نيست كه گاه آثار سوئى در بدن مىگذارد يا عوارض نامطلوبى به دنبال دارد.
در ميان مفسران مورد بحث است كه امر به خوردن و نوشيدن در اينجا آيا براى بيان مباح بودن استفاده از اين نعمتها است، و يا واقعاً امر، فرمان و دستور است؟
اما بايد توجه داشت: اين گونه اوامر كه به هنگام پذيرائى گفته مىشود نوعى طلب و خواست گوينده است كه براى عظمت و احترام ميهمان بيان مىگردد، و ميزبان دوست دارد غذايش را بيشتر بخورد تا اكرام بيشترى از او شده باشد.
***
در آيه بعد، باز روى اين مطلب تكيه مىكند كه اين نعمتها بىحساب نيست، مىافزايد: «مسلماً ما اين گونه، نيكوكاران را جزا مىدهيم» «إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ».
جالب اين كه: در آيه نخست، روى مسأله «تقوا» تكيه شده، و در آيه بعد از آن، روى «عمل» و در اين آيه روى «احسان و نيكوكارى».
«تقوا» هرگونه پرهيز از گناه و فساد و شرك و كفر است و «احسان» انجام هر كار نيك، و «عمل» نيز ناظر به اعمال صالح است، تا روشن شود برنامه نعمتهاى الهى تنها مربوط به اين گروه است، نه مدعيان دروغين ايمان، و آلودگان به انواع فساد، هر چند ظاهراً در سلك اهل ايمان در آيند.
***
و در پايان اين مقطع، باز تكرار مىكند: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».
واى بر آنها كه از تمام اين نعمتها و محبتها محروم مىشوند، كه حسرت