تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٨
***
بار ديگر در پايان اين بخش از آيات، همان هشدار را تكرار كرده، مىفرمايد: «واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ».
***
سپس فصل ديگرى از مشخصات آن روز هولناك را شروع كرده، مىافزايد:
«امروز، روزى است كه سخن نمىگويند» «هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ». «١»
آرى، خداوند در آن روز بر دهان مجرمان و گناهكاران مهر سكوت مىزند، همان گونه كه در آيه ٦٥ سوره «يس» آمده است: اليَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ: «امروز بر دهانشان مُهر مىنهيم» و باز همان گونه كه در ذيل همين آيه آمده است «دست و پاى آنها به سخن درمىآيند» و حتى طبق آيات ديگر قرآن پوستهاى آنان زبان باز مىكنند و همه گفتنىها را مىگويند.
***
و مىافزايد: «و به آنها اجازه داده نمىشود كه عذر خواهى كنند چرا كه عذرى ندارند تا عذرخواهى كنند» «وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ». «٢»
نه اجازه سخن گفتن دارند، و نه عذر خواهى و دفاع از خويشتن؛ چرا كه همه حقايق در آنجا روشن است، و چيزى براى گفتن ندارند، آرى، اين زبان پشت هم انداز كه در دنيا از آزادى خود سوء استفاده كرده، به تكذيب انبياء، استهزاء اولياء، و باطل كردن حق، و حق جلوه دادن باطل، مىپرداخت در آنجا