تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
غليظ آتش كه مىتواند گرماى شعلهها را كاملًا منعكس كند. «١»
شاهد اين سخن، آيات سوره «واقعه» است كه درباره «اصحاب الشمال» مىفرمايد: فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ* وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ* لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ: «آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند* و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا* سايهاى كه نه خنك مىباشد، و نه مفيد و آرام بخش». «٢»
بعضى گفتهاند: اين شعبههاى سه گانه بازتابى است از تكذيبهاى سه گانه آنها نسبت به اساس دين، يعنى «توحيد»، «نبوت» و «معاد»؛ زيرا تكذيب معاد از تكذيب نبوت و توحيد جدا نيست.
و بعضى گفتهاند: اشارهاى است به مبدأهاى سه گانه گناه «قوه غضبيه»، «شهويه» و «وهميه» آرى، آن دود تاريك تجسمى است از تاريكىهاى شهوات:
ز تاريكى خشم و شهوت، حذر كن! كه از دود آن، چشمِ دل تيره گردد!
غضب چون در آيد، رود عقل بيرون هوا چون شود چيره، جان خيره گردد!
***
آن گاه در توصيف ديگرى از آن آتش سوزان مىافزايد: «جرقههائى از خود بيرون مىدهد مانند يك كاخ عظيم»! «إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ». «٣»
نه همچون جرقههاى آتش اين دنيا كه گاه به اندازه سر سوزنى بيش نيست.
تعبير به قصر: «كاخ» در اينجا تعبير پر معنائى است، شايد تصور شود