تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١
بعضى در اينجا «كفات» را به معنى «پرواز سريع» تفسير كرده، و آيه را اشاره به حركت زمين به دور آفتاب و حركات ديگر مىدانند كه در زمان نزول قرآن مسلماً كشف نشده بود.
ولى با توجه به آيه بعد از آن يعنى «أَحْياءً وَ أَمْواتاً» تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد.
به خصوص اين كه در روايتى آمده است: اميرمؤمنان على عليه السلام هنگامى كه از ميدان «صفين» باز مىگشت به نزديك «كوفه» رسيد، هنگامى كه چشمان مباركش به قبرستانى كه بيرون دروازه «كوفه» بود افتاد فرمود: هذِهِ كِفاتُ الأَمْواتِ أَىْ مَساكِنُهُمْ: «اين كفات مردگان است يعنى منزلگاههاى آنها است» و سپس نگاهى به خانههاى «كوفه» كرده، فرمود: هذِهِ كِفاتُ الأَحْياءِ: «اين هم منازل زندگان است» سپس آيات فوق را تلاوت فرمود: «أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَ أَمْواتاً». «١»
اشاره به اين كه فاصله زيادى ميان منازل زندگان و مردگان وجود ندارد!
***
سپس به يكى از نعمتهاى بزرگ الهى در كره زمين اشاره كرده، مىافزايد:
«در آن، كوههاى ثابت، استوار و بلند قرار داديم» «وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ». «٢»
اين كوهها كه سر به آسمان كشيده، و ريشههاى آن به يكديگر پيوسته است از يك سو، همچون زرهى زمين را در بر گرفته، و در برابر فشار داخلى و فشارهاى ناشى از جزر و مد خارجى حفظ مىكند.
از سوى ديگر، جلو اصطكاك قشر هوا را با زمين مىگيرد، و پنجه در هوا انداخته و آن را با خود به گردش در مىآورد.
و از سوى سوم، طوفانها و بادهاى عظيم را كنترل مىكند، و به اين ترتيب