تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
***
«و آسمان (كواكب آسمان) از هم شكافته شود» «وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ».
***
«و زمانى كه كوهها از جا كنده شوند» «وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ».
«طُمِسَت» از ماده «طمس» (بر وزن شمس) به معنى محو كردن و زائل كردن آثار چيزى است، و در اينجا ممكن است اشاره به محو نور ستارگان باشد يا متلاشى شدن آنها، ولى تفسير اول مناسبتر است، همان گونه كه در آيه ٢ سوره «تكوير» آمده است: وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ: «در آن هنگام كه ستارگان تاريك شوند».
و «نُسِفَت» از ماده «نسف» (بر وزن حذف) در اصل، به معنى ريختن دانههاى غذائى در غربال و تكان دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود، و در اينجا به معنى خرد شدن و سپس بر باد رفتن كوهها است.
اصولًا از آيات متعددى در قرآن مجيد استفاده مىشود پايان اين جهان با يك سلسله حوادث بسيار هولانگيز و كوبنده همراه است، به طورى كه نظام آن را به كلى متلاشى مىسازد، و جهان آخرت با نظامى نوين جايگزين آن مىگردد.
به طورى اين حوادث، عجيب و وحشتناك است كه با هيچ بيانى نمىتوان آن را توصيف كرد، آيا حوادثى كه كوهها را از جا مىكند و چنان به هم مىكوبد كه تبديل به غبار مىشود، و به صورت پشمهاى زده شده در مىآورد قابل توصيف است؟!
و به تعبير بعضى از مفسران، عظمت اين حوادث به قدرى است كه عظيمترين زلزلههائى كه انسان به چشم ديده، در برابر آن، مانند ترقههاى كوچكى است كه بچهها براى بازى منفجر مىكنند، در برابر بزرگترين بمب اتم.
و به هر حال، اين تعبيرات قرآنى دليل بر تفاوت زياد نظامات آخرت با