تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠
به «تداوم» مناسب نمازهاى مستحب؛ چرا كه انسان مىتواند آنها را انجام دهد و گاه ترك كند.
***
به هر حال، بعد از ذكر نماز كه بهترين اعمال، و بهترين حالات مؤمنان است، به دومين ويژگى آنها پرداخته مىافزايد: «كسانى كه در اموالشان حق معلومى است» «وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ».
***
«براى تقاضا كنندگان و محرومان» «لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ».
و به اين ترتيب، هم ارتباطشان را با خالق حفظ مىكنند، و هم پيوندشان را با خلق خدا.
بعضى از مفسران معتقدند: منظور از «حق معلوم» در اينجا، همان «زكات» است كه مقدار معينى دارد، و از مصارف آن «سائل» و «محروم» است، در حالى كه مىدانيم: اين سوره مكّى است و حكم «زكات» در «مكّه» نازل نشده بود، يا اگر نازل شده بود مقدار معين نداشت.
لذا، بعضى ديگر معتقدند: مراد از «حق معلوم» چيزى غير از زكات است كه انسان بر خود لازم مىشمرد كه به نيازمندان دهد، شاهد اين تفسير حديثى است از امام صادق عليه السلام، كه وقتى از تفسير اين آيه سؤال كردند كه: آيا اين چيزى غير از زكات است؟ فرمود: هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللَّهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمالِ، فَيُخْرِجُ مِنْهُ الأَلْفَ وَ الأَلْفَيْنِ وَ الثَّلاثَةَ الآلافِ وَ الأَقَلَّ وَ الأَكْثَرَ، فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ، وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ: «آرى، اين درباره كسى است كه خداوند ثروت و مالى به او مىبخشد و او به مقدار هزار يا دو هزار يا سه هزار يا بيشتر و كمتر از آن جدا كرده و با آن