تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
مردان تحريم كرده) ولى البته نوع دستبندهاى مردان و زنان متفاوت است، و از آيه ٥٣ سوره «زخرف» كه از قول فرعون نقل شده: فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ: «چرا به موسى دستبندهائى از طلا داده نشده»؟ بر مىآيد كه دستبند طلا براى مردان در محيط مصر نشانه عظمت محسوب مىشد.
به علاوه، همان گونه كه بارها اشاره كردهايم، چون براى بيان نعمتهاى بهشتى الفاظ معمولى اين دنيا هرگز كافى نيست، راهى جز اين وجود ندارد كه با اين الفاظ، اشاراتى به آن نعمتهاى عظيم و توصيفناكردنى، شود.
و سرانجام در پايان آيه به عنوان آخرين و مهمترين نعمت از اين سلسله نعمتها مىفرمايد: «و پروردگارشان شراب طهور به آنها مىنوشاند» «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً».
درست است كه در لابلاى اين نعمتها نيز سخن از نوشيدنىهاى گوارا، از جامهائى كه از چشمه سلسبيل پر مىشود، و بهشتيان از آن سيراب مىگردند، در ميان بود، ولى ميان آنها و آنچه در اين آيه آمده است، فرق بسيار است؛ زيرا از يكسو در آنجا ساقى «ولدان مخلدون» بودند، اما در اينجا ساقى «خدا» است، و چه تعبير عجيبى؟ مخصوصاً با تكيه بر كلمه «ربّ».
خداوندى كه هميشه اين انسان را پرورش داده و مالك و مربى او است، وى را در مراحل تكامل همواره به پيش برده تا به آخرين مرحله رسيده، و اكنون نوبت آن است كه ربوبيتش را به حدّ اعلى برساند، و با دست قدرتش از جام شراب طهور بندگان ابرار و نيكان را سيراب و سرخوش كند.
و از سوى ديگر، «طهور» به معنى چيزى است كه هم پاك است و هم پاك كننده، به اين ترتيب اين شراب، جسم و روح انسان را از هر گونه آلودگى و ناپاكى پاك مىكند، و آن چنان روحانيت، نورانيت و نشاط به او مىبخشد، كه