تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦
«ظرفهاى بلورينى از نقره! كه آن را به اندازه لازم آماده كردهاند» «قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً».
در اين ظرفها انواع غذاهاى بهشتى، و در آن قدحهاى بلورين انواع نوشيدنىهاى لذت بخش و نشاط آفرين، به مقدارى كه مىخواهند و علاقه دارند موجود است، و خدمتكاران بهشتى پيوسته گرد آنها دور مىزنند و به آنها عرضه مىكنند.
«آنِيَة» جمع «اناء» به معنى هرگونه ظرف است، و «اكواب» جمع «كوب» (بر وزن خوب) به معنى ظرف آب است كه دسته نداشته باشد كه گاه از آن تعبير به «قدح» مىشود.
«قوارير» جمع «قاروره» به معنى ظرف بلورين و شيشهاى است.
عجب اين كه مىفرمايد: ظرفهاى بلورين بهشتى از نقره ساخته شده! در حالى كه در عالم دنيا چنين ظرفى مطلقا وجود ندارد، و ظرفهاى بلورين را از سنگهاى مخصوصى كه ذوب مىكنند مىسازند، ولى همان خدائى كه اين امكان را در سنگ تيره آفريد كه قابل تبديل به شيشه و بلور باشد، مىتواند در فلزى همچون نقره نيز بيافريند.
به هر حال، از اين تعبير استفاده مىشود: ظرفها و جامهاى بهشتى هم صفا و شفافيت بلور را دارد، هم درخشندگى و زيبائى نقره را، و نوشابههائى كه در آن است كاملًا نمايان است.
قابل توجه اين كه: در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: يَنْفُذُ الْبَصَرُ فِى فِضَّةِ الْجَنَّةِ كَما يَنْفُذُ فِى الزُّجاجِ!: «نور چشم انسان در نقره بهشتى نفوذ مىكند، آن چنانكه در شيشه و بلور دنيا نفوذ دارد». «١»