تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
سايههاى درختان بهشتى تابش ناراحت كننده خورشيد وجود ندارد.
«أَرائِكَ» جمع «اريكه» در اصل به تختهائى مىگويند كه در حجله عروس مىنهند و منظور در اينجا تختهاى زيبا و فاخر است.
«آلوسى» مفسر معروف اهل سنت در «روح المعانى» در حديثى از «ابن عباس» چنين نقل مىكند:
بَيْنا أَهْلُ الْجَنَّةِ فِى الْجَنَّةِ اذْ رَأَوْا ضَوْءاً كَضَوْءِ الشَّمْسِ، وَ قَدْ أَشْرَقَتِ الْجِنانُ بِهِ فَيَقُولُ أَهْلُ الْجَنَّةِ يا رِضْوانُ ما هذا؟ وَ قَدْ قالَ رَبُّنا لا يَرَوْنَ فِيْها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيْراً، فَيَقُولُ لَهُمْ رِضْوانُ لَيْسَ هذا بِشَمْسٍ، وَ لا قَمَرٍ، وَ لكِنْ عَلِىٌّ عليه السلام وَ فاطِمَةُ عليها السلام ضَحِكا، وَ أَشْرَقَتِ الْجِنانُ مِنْ نُورِ ثَغْرَيْهِما!:
«هنگامى كه بهشتيان در بهشت هستند ناگهان نورى همچون نور آفتاب مشاهده مىكنند كه صحنه بهشت را روشن ساخته، بهشتيان به رضوان (فرشته مأمور بهشت) مىگويند: اين نور چيست؟ با اين كه پروردگار ما فرموده: در بهشت نه آفتاب را مىبينند و نه سرما را؟!
او در پاسخ مىگويد: اين نور خورشيد و ماه نيست، ولى على عليه السلام و فاطمه عليها السلام خندان شدهاند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است»!. «١»
«زمهرير» از ماده «زَمْهَر» به معنى شدت سرما، يا شدت غضب، يا سرخ شدن چشم، بر اثر خشم، مىباشد، و در اينجا منظور همان معنى اول است.
در حديثى آمده است: در جهنم نقطهاى وجود دارد كه از شدت سرما اعضاى بدن از هم متلاشى مىشود. «٢»
***
آيه بعد، در ادامه اين نعمتها مىافزايد: «اين در حالى است كه سايههاى